we were accepted by three univercity
سلام به همه دوستاي خوبم.منتظر بودم تا پذيرش هر سه تا شهر بياد بعد بنويسم.حالا ما مانديم و انتخاب بين ملبورن، بريزبين و پرث.از آنجا كه دوستاي خوبمون و ناهيد خانوم مهربون( كه ايشون هم بيشتر از يه فاميل يه دوست مهربونند)همگي در سيدني هستند و ملبورن و بريزبين از نظر فاصله به سيدني نزديكترند اما انگار دانشگاه پرث در رشته مكانيك حرف اول را ميزنه و تصميم فعليمون اينه كه پرث رو انتخاب كنيم .يه جورايي وضعيت عجيب و غريبه.آدم نميدونه خوشحال باشه يا ناراحت.احساسي كه الان خيلي خودنمايي ميكنه نگرانيه(نگفتم دودليها دقيقا خود معناي نگراني). پارسال اين موقع تمام آرزومون اين بود كه آقاي همسر در رشته و دانشگاه مورد علاقهشان در تهران قبول شوند و حالا ، بعد از برآورده شدن اين آرزو ، تحصيل در آن رشته و دانشگاه يه چيز خيلي كوچيك شده و آرزوي جديدِ تحصيل در استراليا جاي اون رو گرفته و نميدونم سال بعد چه آرزويي جاي اين رو ميگيره.نگرانيام بيشتر از اينه كه آقاي همسر ميخواد تنها بره(يادتونه كه گفتم ما نتونستيم طاقت بياريم تا كارهاي اقامت دائممون دو سال روال آدميزادياش را طي كنه و تصميم گرفتيم آقاي همسر با ويزاي تحصيلي برن و اوضاع كار و شهرها را بسنجند و بعد از يكسال كه براي دفاع پايان نامه ايرانشان برگشتند همه چيز را جمع كنيم و دوتايي بريم تا پايان نامه اونجا را به مرحله دفاع برسونند.اگر هم خدا بخواد تا اونموقع ويزاي اقامت دائممون هم درست شده).من مطمئنم ما موفق ميشيم اما نگراني بعديام در مورد انتخاب درست بين اين سه تا شهر و دانشگاههاشونه.خدا را شكر تا بحال توي زندگيمون از هيچ كدوم از انتخابهامون پشيمون يا ناراضي نبوديم خدا كنه ايندفعه هم بتونيم بهترين انتخاب را بكنيم. مطمئنا نظرات شما خيلي كمكمون ميكنه.هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستيم.

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 12:35 توسط دونده
|
و من مسافرم ای بادهای همواره...